1389-11-20 11:10:5
آموزش کتابشناختی

آموزش کتابشناختی[۱]. این اصطلاح، با توجه به کاربرد متداول آن، به آموزش رسمی و گروهی برای بهره گیری از کتابخانه اطلاق می شود. با دیدی گسترده تر، آموزش کتابشناختی ممکن است درصدد آشنا کردن کاربران با دانش مکتوبی برآید که الزامآ به مرکز خاصی محدود نمی شود. اما حالا، هدف همه آموزش های کتابشناختی رساندن جویندگان به اطلاعات مورد نیاز آنهاست. تفاوت های برنامه های آموزشی و مباحثات میان آنانی که این آموزش را انجام می دهند حول این محور متمرکز است که کدام مهارت ها دستیابی به این هدف را تسریع می کند و چگونه می توان آنها را به بهترین شکل از هم جدا کرد.

 
مسعود بهمن آبادی  

● تاریخچه

تا دهه ۱۸۵۰، کتابداران نحوه استفاده از کتابخانه را به مراجعان آموزش می دادند. تلاش ساموئل گرین برای ایجاد میز مرجع در کتابخانه های عمومی در دهه ۱۸۷۰ نخستین اقدام رسمی در این زمینه محسوب می شود.

خدمات رسمی مرجع در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰، یعنی زمانی که نظام های استاندارد فهرستنویسی و رده بندی گسترش یافت، پدید آمد. مؤثرترین نیای جنبش معاصر آموزش کتابشناختی لوئیس شورز[۲] بود که طی چهار دهه در مقالات خود از اندیشه "کتابخانه دانشکده" دفاع می کرد. در این رویکرد، مطالعه مستقل به منزله نخستین روش یادگیری تلقی می شد و کتابداران نیز همتای اعضای هیأت علمی در کلاس محسوب می شدند.

با رویکرد فلسفی، مفهوم آموزش در سال ۱۸۷۶ و در آغاز جنبش نوین کتابداری در باور حرفه ای کتابداران جای گرفت.

ملویل دیویی در نخستین شماره از نخستین نشریه حرفه ای کتابداری نوشت: "زمان آن رسیده است که کتابخانه به آموزشگاه و کتابدار در عالی ترین مفهوم خود، به آموزگار، مبدل شود."

در این دوره، آثار نسبتآ پیشرفته ای منتشر شد و جنبش کتابخانه های عمومی مشروعیت خود را در اصول دموکراتیک یافت. کتابداران دیگر "نگهبانان" منفعل نبودند و باید تبدیل به راهنمایانی فعال می شدند.

در سال ۱۹۴۹ برنامه سه مرحله ای آموزش استفاده کنندگان توسط بخش دانشگاهی و تحقیقاتی انجمن کتابداران انگلیس پیشنهاد شد که نقطه عطفی در این زمینه به حساب می آمد.

در اواخر دهه ۱۹۵۰، پاتریشیا ناپ[۳] برنامه ای از آموزش کتابشناختی را که متأثر از اندیشه های شورز بود تجسّم بخشید. این برنامه به طور تجربی در دانشکده مانتیث[۴] در دانشگاه ایالتی وین[۵] در اوایل دهه ۱۹۶۰ انجام شد. برنامه پیشنهادی او بر وحدت و یکپارچگی، آموزش فرایند پژوهش، و تلفیق کامل آموزش کتابشناختی با برنامه آموزشی جامع تر تأکید داشت.

پس از ناپ، آموزش کتابخانه را در برنامه درسی وارد کردند. محور اصلی این برنامه، آموزش "وابسته به درس" یا "با درس" بود که نخست برای دانشجویان سال اول علوم انسانی برگزار شد و در دوره های تخصصی بعدی نیز ادامه یافت.

آموزش کتابشناختی به عنوان وجهی از ارائه خدمات رسمی، اگرچه به گونه های متفاوتی ارائه می شد، حداقل در دانشگاه پذیرشی سریع و گسترده یافت. عوامل احتمالی مؤثّر بر این روند عبارت بودند از: سنخیت آن با سنّت خدمات عمومی کتابداری و تعاریف حرفه ای که کتابداران از خود ارائه می کنند؛ حمایتی که به نظر می رسید آموزش کتابشناختی از تلاش همزمان کتابداران برای کسب اعتبار بیشتر به عمل می آورد؛ دسترسی نسبتآ مناسب به منابع لازم در سال های ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰؛ و ناخرسندی عمومی آن دوره از وضعیت موجود.

به هر حال، آموزش کتابشناختی با روندی نسبتآ سریع، از امری نو به سوی جریانی تثبیت شده حرکت کرد. این خدمت که نخست تبادل آشنایی با کتابخانه[۶] نامیده می شد، خیلی زود به تبادل آموزش و آشنایی با کتابخانه[۷] تبدیل شد. در دهه ۱۹۷۰، انجمن کتابخانه های دانشکده ای و پژوهشی[۸]. <راهنمای آموزش کتابشناختی در کتابخانه های دانشگاهی>[۹] را رسمآ منتشر کرد؛ شورای انجمن کتابداران امریکا <آموزش بهره گیری از کتابخانه: بیانیه خط مشی> [۱۰] را پذیرفت؛ در <مجله کتابخانه های دانشگاهی> [۱۱] ستونی به آموزش کتابشناختی اختصاص یافت و بسیاری از انجمن های حرفه ای "میز گردها" یا واحدهای فرعی برای آموزش کتابشناختی ایجاد کردند؛ و دانشکده های کتابداری و اطلاع رسانی دوره های رسمی "روش ها" را بنیاد نهادند. در ۱۹۸۳، نشریه ای ویژه آموزش کتابشناختی با عنوان راهکارهای >جست وجو< [۱۲] آغاز به کار کرد.

در همین حال، اصطلاحاتی که ناظر بر آموزش کتابشناختی بود پیوسته مورد بحث قرار می گرفت و تغییر می یافت. درست به همان دلیل که "آشنایی با کتابخانه" برای توصیف اهداف بلندپروازانه برنامه ها مفهومی محدود تلقّی می شد، "آموزش استفاده از کتابخانه" نیز، به سبب تأکید بر محل و ساختمانی خاص، بسیار محدودکننده به نظر می رسید و بدین ترتیب، به جای آن "آموزش کتابشناختی" متداول شد و امروزه "آموزش کاربر" نیز به کار می رود. در سطح بین المللی، به ویژه در میان کتابداران بریتانیایی، علاقه فراوانی به آموزش کتابداری وجود داشته است که به نظر می رسد این علاقه مندی، کمتر از ایالات متحده بوده است. به هر صورت، تحولات چشمگیری در خدمات آموزشی ارائه شده و علایق اظهارشده از سوی متخصّصان آموزش کتابشناختی نشان دهنده تکامل رو به رشد آنان به عنوان معلم، و نیز دگرگونی های آشکار در جهان بزرگ تر کتابداری و اشاعه اطلاعات است.

یکی از قدیمی ترین روش های آموزش کتابشناختی گردش در کتابخانه بود که تقریبآ در همه جا رواج داشته است، اما به دلایل مختلف، دانشجویان را خسته می کرده و نتیجه چندانی به دنبال نداشته است.

دوره مهارت های کتابخانه ای که تا مدت ها قبل تنها شکل منطقی تصور می شد، در کلاس های دانشگاهی به کار می رفته و اکنون نیز به کار می رود. اما زحمت زیاد و نارسایی نسبی آن، به سبب جدایی از محیط واقعی، جاذبه آن را کاهش داده است.

زمانی گمان می رفت که آموزش وابسته به درس یا همراه درس که از سوی ناپ، فاربر، و هم اندیشان آنان برترین شکل ممکن پنداشته می شد، بر همه مشکلات پیروز شود. کتابداران دانشگاهی و آموزشگاهی این روش را به کار می بردند، اما از دهه ۱۹۷۰، منتقدان با توجه به این نکته که این روش افزوده ای بی ثمر به تکالیف درسی است و اغلب برای برخی دانشجویان تکراری و برای برخی دیگر بسیار پیچیده است، آن را مورد انتقاد قرار دادند. گونه های ساده تر و عملی تر آموزش کتابشناختی فراوان است؛ مانند استفاده از نوارهای دیداری و شنیداری؛ نمایش اسلاید؛ برپایی مجامع گزارش پایان نیمسال؛ و تشکیل کارگاه های مرتبط با شناخت ابزارهای مرجع یا حوزه های موضوعی خاص.

از آغاز دهه ۱۹۸۰، علایق برخاسته از فن آوری اطلاعات بسیاری از انتشارات مربوط به آموزش کتابشناختی را تحت تأثیر قرار داده اند. چگونگی راهنمایی کاربران برای جست وجو در فهرست های پیوسته همگانی (اوپک)[۱۳] و منابع پیوسته دیگر و صفحات فشرده، پاسخ یابی برای این گونه پرسش ها را الزامی کرده است که: منبع ارجاعی چیست؟ چالش های واقعی جست وجوی اطلاعات کدامند؟ آیا تفاوت های کیفی میان جست وجوی اطلاعات کاغذی و رایانه ای وجود دارد؟ این تفاوت ها چیست و چگونه می توان، به بهترین شکل، مهارت های فن آوری اطلاعات را در دانشجویان افزایش داد؟ سخنرانی ها به طور فزاینده ای از اهمیت افتاده و جلسات عملی اهمیت یافته اند. استفاده از اسلاید و سایر صورت های دیداری و شنیداری، ایستا و منسوخ تلقی شده و نمایش بر روی صفحه پایانه ها و سایر فن آوری های وابسته به رایانه به گونه ای فزاینده الزامی به نظر می رسند.

آموزش کتابشناختی، با هر نامی که باشد، در بسیاری از کتابخانه های دانشکده ای و دانشگاهی، حرکتی مثبت و مفید تلقی شده است، اگرچه خالی از ایراد نیست. کتابداران آموزشگاهی نیز در انجام این نوع آموزش می کوشند، اما تلاش هایشان احتمالا در انتشارات مربوط به طور کامل درج نمی شود. کتابخانه های عمومی و تخصصی چالش های بزرگ تری در این زمینه پیش رو دارند و در چنین محیط هایی کتابداران و متخصصان اطلاعات به گونه ای فزاینده از مطلوبیت آموزش کاربران آگاهی می یابند و روش های متنوعی را برای انجام این آموزش طراحی می کنند.
 
 
مآخذ :
۱) Dewey, Melvil. "The Profession". American Library Journal, (۱۸۷۶); ۲) Shores, Louis. "Library College: Prototype for a Universal Higher Education". Encyclopedia of Library and Information Science. Vol. ۱۴; ۳) Young, Arthur P. "And Gladly Teach: Bibliographic Instruction and the Library". Advances in Librarianship, (۱۹۸۰).
(WELIS) [۱۴] بیگز مری
ترجمه مرتضی کوکبی
تلخیص داکا
[۱]. Bibliographic instruction
[۲]. Louis Shores
[۳]. Patricia B. Knapp
[۴]. Monteith College
[۵]. Wayne State University
[۶]. Library orientation exchange
[۷]. Library orientation/Instruction exchange
[۸]. Association of College and Research Libraries
[۹]. Guidelines for Bibliographic Instruction in AcademicLibraries
[۱۰]. Policy Statement: Instruction in the Use of Libraries
[۱۱]. Journal of Academic Librarianship
[۱۲]. Research Strategies
[۱۳]. Online Public Access Catalogues (OPAC)
[۱۴]. Mary Biggs  
 
 
    بر گرفته از مقالات ارسالی به آفتاب 
 





نظرات کاربران

کاربر گرامی
پیام شما بعد از تایید مدیریت در این صفحه نمایش داده خواهد شد

نام*

پست الکترونیکی*

نظر*

: عبارت زیر را وارد کنید*


CAPTCHA

تبلیغات