1389-11-17 16:57:45
فرآیند تجزیه و تحلیل در نمایه سازی : رویكردهای مدرك مدار و حوزه مدار (4)

پذیره اصلی در رویكرد حوزه مدار در نمایه سازی آن است كه تعیین محتوای موضوعی و معنای مدارك را می توان تنها با توجه به درك و فهم حوزه مشخص كرد. 

   تالیف : ژنز اریك می
ترجمه : محمد زره ساز
 
  

 ● نمایه سازی حوزه مدار

با در نظر گرفتن مفاهیم زمینه و حوزه می توان در رویكرد مدرك مدار در نمایه سازی بازنگری كرد. همانگونه كه پیش از این نیز اشاره شد رویكرد مدرك مدار با تجزیه و تحلیل یك مدرك آغاز می شود و تا تعیین محتوای موضوعی آن ادامه می یابد نمایه ساز در رویكرد مدرك مدار در مراحل ابتدائی تجزیه و تحلیل یك مدرك این پرسش را مطرح می كند:

" محتوای موضوعی مدرك چیست ؟"

نكته اصلی در تجزیه و تحلیل یك مدرك تعیین آنچه آن مدرك درباره آن است می باشد. البته نمایه ساز ممكن است كه پرسش زیر را نیز مطرح كند :

" كاربران ممكن است به چه قسمتهایی از محتوای موضوعی مدرك علاقمند باشند ؟ "

با این حال، هدف نمایه ساز در رویكرد مدرك مدار آن است كه محتوای موضوعی مدارك را بدون در نظر گرفتن هر كاربرد و یا حوزه ای تعیین كند و تنها پس از تجزیه و تحلیل و تعین محتوای موضوعی مدرك، جایگاه آن را با توجه به استفاده ویژه ای كه ممكن است از آن بشود مشخص كند. پذیره اصلی در رویكرد مدرك مدار آن است كه تعیین محتوای موضوعی مدارك و انتخاب موضوعات مناسب برای یك حوزه كاری شدنی است. در حقیقت تمركز رویكرد مدرك مدار بر تعیین معنای ذاتی و محتوای موضوعی مدارك و بر ترجمه محتوای موضوعی به نیازهای كاربران است.

▪ طرفداران رویكرد مدرك مدار دلایل زیر را برای طرفداری خود عنوان می كنند :

۱ ) در این رویكرد بازنمون مدرك بر مبنای اجزای تشكیل دهنده آن صورت می پذیرد كه این اجزاء با گذشت زمان تغییری نخواهند كرد. در نتیجه نمایه سازی ار ارزش پایداری برخوردار است.

۲ ) پیش بینی نحوه استفاده از مدرك در آینده كاری دشوار است و در نتیجه بهتر است كه مدرك بر مبنای محتوای واقعی آن نمایه شود.

بهرحال، باید اذعان كرد كه رویكرد مدرك مدار به ماهیت تفسیری و ذهنی نمایه سازی نمی پردازد و در نشان دادن نحوه تعیین محتوای موضوعی یك مدرك توسط نمایه ساز بدون در نظر گرفتن زمینه یا كاربرد خاصی ناموفق بنظر می رسد. بخش سوم این مقاله نشان خواهد داد كه چگونه تجزیه و تحلیل یك مدرك بر مبنای زمینه های مرتبط با مدارك و نقش خود نمایه سازان طراحی می گردد و در نتیجه درك خاصی را از یك مدرك برای ما پدید می آورد. در حقیقت نمی توان ادراك نمایه سازان را از زمینه های موجود نادیده گرفت و به نوعی مانع این ادراك گردید.

رویكرد حوزه مدار جنبه متفاوت تری را از رویكرد مدرك مدار در فرآیند نمایه سازی اتخاذ می كند و نكته اصلی در این رویكرد تجزیه و تحلیل حوزه های مورد نظر است.

رویكرد حوزه مدار در نمایه سازی با تجزیه و تحلیل حوزه مورد نظر آغاز می شود و پس از آن نیازهای كاربران تحلیل و دیدگاه و درك خود نمایه ساز مشخص می گردد و در نهایت مدرك با توجه به حوزه و نیازهای كاربران تحلیل می شود.

پذیره اصلی در رویكرد حوزه مدار در نمایه سازی آن است كه تعیین محتوای موضوعی و معنای مدارك را می توان تنها با توجه به درك و فهم حوزه مشخص كرد. در نتیجه، با اهمیت است كه یك نمایه ساز، حوزه مورد نظر و نقشها و علائق كاربران را در آن حوزه مشخص كند و نقشهای خود را به عنوان نمایه ساز پیش از تجزیه و تحلیل مدرك و تعیین محتوای موضوعی آن بطور دقیق و موشكافانه تعیین نماید.

در رویكرد حوزه مدار چند پرسش اساسی مطرح می شود كه این پرسشها با پرسشهایی راجع به حوزه آغاز می شوند و پس از آن نوبت به پرسشهای مرتبط با كاربران و نمایه سازان می رسد و در نهایت با پرسشهایی راجع به مدرك انتخاب شده برای نمایه سازی به پایان می رسند. در حقیقت، یك نمایه ساز برای كسب آمادگی به منظور تجزیه و تحلیل یك مدرك باید به پرسشهایی راجع به حوزه، كاربران و خود نمایه سازان پاسخ دهد. البته نیازی نیست كه نمایه ساز این پرسشها را برای هر كدام از مدارك مطرح كند بلكه این تجزیه و تحلیلها در هنگام نیاز و اغلب بصورت منظم صورت می پذیرند. طبیعی است كه نوع پرسشها و میزان طرح پرسش برای هر حوزه به نسبت حوزه های دیگر متفاوت است. مبحث زیر تنها به عنوان یك رهنمود و شرح مختصری در این باره ارائه می گردد.

محتوای موضوعی یك مدرك با حوزه ای كه مدرك در آن مورد استفاده قرار خواهد گرفت ارتباط نزدیكی دارد. در نتیجه ضرورت دارد تا نمایه سازان درك بنیادی راجع به ماهیت حوزه شامل تاریخچه، مكاتب فكری، الگوها، حوزه های پژوهشی، فعالیتها، اهداف و مقاصد آن بدست بیاورند تا بتوانند نقشهایی كه یك مدرك خاص در یك حوزه ایفا خواهد كرد درك نمایند. نمایه سازان می توانند این دانش را با مطالعه فعالیتها و متون و گفتمانهای یك حوزه بدست آورند. نكته اصلی و پر اهمیت آن است كه نمایه سازان بتوانند به خوبی اهداف و مقاصد كلی، تاریخچه و سنتهای پژوهشی جاری را شناسایی كنند. هدف نهایی این تجزیه و تحلیل، درك یك حوزه است كه نمایه سازان را قادر می سازد حوزه مورد نظر را بطور كامل شناسایی و با ابعاد مختلف آن آشنا شوند. نمایه سازان همچنین می بایست جایگاه كاربران را در حوزه مورد نظر بیابند. آنها باید نقشهای كاربران و جایگاه آنها را در حوزه مورد نظر تجزیه و تحلیل كنند و نیازها و علائق خاص كاربران را در حوزه مورد مطالعه مشخص كنند. این تجزیه و تحلیل به نمایه سازان دانشی راجع به كاربران در هر یك از حوزه های مورد نظر می دهد.

یك نمایه ساز باید به دنبال شناخت جایگاه مناسب كاربران در حوزه ای بزرگتر باشد تا بدین وسیله موضوعهای مورد علاقه، گرایشهای خاص و سطح تخصصی اطلاعات مورد نیاز آنها تعیین گردد. البته نمایه ساز نیازمند این نوع از اطلاعات است تا بتواند محتوای موضوعی یك مدرك را با توجه به سودمندی آن برای كاربران تعیین كند. وی همچنین نیازمند آن است تا جایگاه كاربران را در حوزه مورد نظر بدست آورد تا قادر باشد بدین وسیله كاربردهای كامل یك مدرك را تعیین نماید. تعیین سودمندی و میزان ربط یك مدرك برای كاربران بدون شك گستره محتوای موضوعی آن را توسعه می دهد. در این حالت، نمایه ساز نه تنها محتوای موضوعی مدارك را تعیین می كند بلكه نحوه استفاده از مدارك را نیز تعیین خواهد كرد.

یكی از جنبه های مهم و اغلب نادیده گرفته شده در فرآیند نمایه سازی، غلائق پنهان و ضمنی خود نمایه سازان است و این شاید به دلیل آن است كه توقع نمی رود كه خود نمایه سازان در فرآیند نمایه سازی نقشی داشته باشند. ولیكن باید اذعان كرد كه با توجه به اینكه فرآیند تجزیه و تحلیل در نمایه سازی بر اساس تصمیم گیری و تفسیر زمینه های مرتبط انجام می شود، نمایه ساز از جایگاه ویژه ای در این فرآیند برخوردار است. به همین دلیل می بایست نقش نمایه سازان با دقت مشخص و تجزیه و تحلیل شود. برای نمونه، یك نمایه ساز در جائی كه نیاز است كه قضاوتهای روشنی راجع به بازنمون مدارك انجام دهد می بایست نقش یك مفسر فعال را برعهده گیرد و در عوض در جائیكه تلاش دارد تا مدرك را بصورت طبیعی بازنمون كند، نقش یك توصیفگر را متقبل شود.این گزینشها را نمی توان در سطح استانداردهای بین المللی اتخاذ كرد بلكه نقش دقیق یك نمایه ساز اغلب بصورت محلی تعیین می شود.

قابل ذكر است كه تجزیه و تحلیلهای سه گانه راجع به حوزه، كاربران و نمایه سازان – كه پیش از این بدانها اشاره شد – می بایست بصورت مرتب انجام پذیرد تا بدین وسیله اطلاعات نمایه سازان در رابطه با آخرین تغییرات صورت گرفته در حوزه، جامعه كاربران و نقش نمایه سازان همیشه روزآمد بماند. این تجزیه و تحلیلها می توانند به عنوان پایه و چارچوبی برای مراجعه نمایه سازان در كار روزانه خود مورد استفاده گیرند.

با پایان یافتن تجزیه و تحلیلهای مرتبط با حوزه، كاربران و نمایه سازان، تجزیه و تحلیل مربوط به محتوای موضوعی مدارك با پرسش راجع به رشته موضوعی مرتبط با مدرك و چگونگی استفاده كاربران از آن در آینده آغاز خواهد شد. با ارائه این پرسشها اطمینان حاصل می شود كه یك مدرك در چارچوب حوزه و كاربران آن مورد ارزیابی قرار می گیرد. البته پاسخ به این پرسشها به تجزیه و تحلیلهای پیشین نمایه سازان از حوزه ها، نیازها و علائق كاربران بستگی خواهد داشت. واضح است كه یك نمایه ساز تنها پس از مشخص كردن زمینه موضوعی یك مدرك قادر خواهد شد كه محتوای موضوعی آن را مشخص كند و آن را به زبان نمایه سازی ترجمه و تبدیل نماید.

در موقعیتهائی كه نمایه سازان برای یك نظام بازیابی حاوی مجموعه و كاربران گسترده ( مانند یك كتابخانه دانشگاهی یا یك كتابخانه عمومی ) فعالیت می كنند، تجزیه و تحلیل محتوای موضوعی یك مدرك را می توان در حوزه های متعدد انجام داد و یا تمام كاربران را به صورت یك حوزه خاص در نظر گرفته و تجزیه و تحلیل را انجام داد. در این رابطه قاعده اصلی آن است كه محتوای موضوعی یك مدرك به حوزه مورد نظر آن مرتبط می باشد و شناسایی محتوای موضوعی در چارچوب حوزه ها صورت می پذیرد.

هسته اصلی تجزیه و تحلیلها در رویكرد حوزه مدار در فرآیند نمایه سازی حوزه است و در این رویكرد به منظور تعیین محتوای موضوعی مدارك از دانش مربوط به حوزه و كاربران استفاده می شود. سودمندی بكارگیری این رویكرد آن است كه نمایه سازان همیشه چارچوبی روشن را برای مراجعه در تصمیم گیریهای مورد نیاز برای نمایه سازی بدست خواهند آورد و این اطمینان حاصل می شود كه فرآیند نمایه سازی همگام با استفاده كاربران از اطلاعات صورت گرفته و در نتیجه نتایج موثرتری را پدید می آورد.

● نتیجه گیری

مفهوم تجزیه و تحلیل در نمایه سازی را باید چنان گستراند كه تنها مدارك چاپی را تحت پوشش قرارندهد. تجزیه و تحلیل موضوعی یك مدرك بر اساس زمینه موضوعی و كاربرد بالقوه آن مدرك مشخص می شود. یك نمایه ساز به منظور تجزیه و تحلیل یك مدرك باید دانش، نظرات و تجربه خود را در كنار یكدیگر بكار گیرد. در این راستا رویكرد حوزه مدار، نوع دانش مورد نیاز یك نمایه ساز و نحوه استفاده از آن را برای وی مشخص می كند.

اغلب فرآیند نمایه سازی را دو مرحله ای معرفی می كنند كه در مرحله نخست، نمایه ساز یك مدرك را به منظور تعیین محتوای موضوعی آن تجزیه و تحلیل می كند و در مرحله بعد، محتوای موضوعی را به كلیدواژه های نمایه ای ترجمه و تبدیل می نماید.

این دو مرحله در رویكرد حوزه مدار جزء دو مرحله پایانی یك فرآیند است كه با تجزیه و تحلیل حوزه موضوعی آغاز شده و تجزیه و تحلیل نیازهای اطلاعاتی كاربران و نقشها و دیدگاههای نمایه سازان را شامل می شود.

با وجود سودمندی فرآیند دو مرحله ای نمایه سازی در تفكیك مرحله تجزیه و تحلیل محتوای موضوعی مدارك از مرحله ایجاد و انتخاب واژه های نمایه ای، این فرآیند در گستراندن و افزودن گامهایی كه یك نمایه ساز می بایست در زمان نمایه سازی طی كند ناكارآمد می باشد.

تجزیه و تحلیل مدارك به منظور مشخص كردن محتوای موضوعی آنها پدیده ای پیچیده است كه به توضیحات پیچیده ای نیز برای راهنمایی نمایه سازان نیاز دارد. رویكرد حوزه مدار در نمایه سازی چارچوبی را ارائه می كند كه پیچیدگی ذكر شده را مهار كرده و نمایه سازان را از طریق زنجیره تجزیه و تحلیلهای مورد نیاز راهنمایی می كند.
 
 Email: mzerehsaz@gmail.com
منابع و مآخذ
Albrechtsen, H. (۱۹۹۳). Subject analysis and indexing: from automated indexing to domain analysis. The Indexer, ۱۸, ۲۱۹–۲۲۴.
Albrechtsen, H., Pejtersen, A. M., & Cleal, B. (۲۰۰۲). Empirical work analysis of collaborative film indexing. In H. Bruce, R. Fidel, P.
Ingwersen, & P. Vakkari (Eds.), Emerging frameworks and methods. Proceedings of the fourth international conference on conceptions of library and information science (pp. ۸۵–۱۰۸). Greenwood Village: Libraries Unlimited.
Andersen, J., & Christensen, F. S. (۲۰۰۱). Wittgenstein and indexing theory. In H. Albrechtsen & J. E. Mai (Eds.), Advances in classification research. Proceedings of the ۱۰th ASIS SIG/CR classification research workshop (vol. ۱۰, pp. ۱–۲۱). Medford, NJ: Information Today.J. E. Mai / Information Processing and Management ۴۱ (۲۰۰۵) ۵۹۹–۶۱۱
Anderson, J. D. (۱۹۹۴). Standards for indexing: revising the American National Standard Guidelines Z۳۹.۴. Journal of the American Society for Information Science, ۴۵, ۶۲۸–۶۳۶.
Bates, M. J. (۱۹۹۶). Learning about the information seeking of interdisciplinary scholars and students. Library Trends, ۴۴, ۱۵۵–۱۶۴.
Bates, M. J. (۱۹۸۶). Subject access in online catalogs: a design model. Journal of the American Society for Information Science, ۳۷, ۳۵۷–۳۷۶.
Beghtol, C. (۱۹۸۶). Bibliographic classification theory and text linguistics: aboutness analysis, intertextuality and the cognitive act of classifying documents. Journal of Documentation, ۴۲, ۸۴–۱۱۳.
Bertrand, A., & Cellier, J. (۱۹۹۵). Psychological approach to indexing: effects of the operatorÕs expertise upon indexing behaviour.
Journal of Information Science, ۲۱, ۴۵۹–۴۷۲.
Birnbaum, N. (۱۹۸۶). The arbitrary disciplines. In D. E. Chubin, A. L. Porter, F. A. Rossini, & T. Connolly (Eds.), Interdisciplinary analysis and research (pp. ۵۳–۶۶). Mt Airy: Lomond.
Blair, D. (۱۹۹۰). Language and representation in information retrieval. New York: Elsevier.
Chu, C. M., & OÕBrien, A. (۱۹۹۳). Subject analysis: the first critical stages in indexing. Journal of Information Science, ۱۹, ۴۳۹–۴۵۴.
Chubin, D. E., Porter, A. L., & Rossini, F. A. (۱۹۸۶). Interdisciplinary research: The why and the how. In D. E. Chubin, A. L. Porter, F. A. Rossini, & T. Connolly (Eds.), Interdisciplinary analysis and research (pp. ۳–۱۰). Mt Airy: Lomond.
Cooper, W. S. (۱۹۷۸). Indexing documents by gedanken experimentation. Journal of the American Society for Information Science, ۲۹, ۱۰۷–۱۱۹.
Dogan, M. (۲۰۰۱). Specialization and recombination of specialties in the social sciences. In N. J. Smelser & P. B. Balters (Eds.), International encyclopedia of social and behavioral sciences (pp. ۱۴۸۵۱–۱۴۸۵۵). New York: Elsevier.
Dogan, M., & Pahre, R. (۱۹۹۰). Creative marginality: innovations at the intersection of social sciences. Boulder: Westwiew Press.
Eco, U. (۱۹۹۴). The limits of interpretation. Bloomington: Indiana University Press.
Farrow, J. F. (۱۹۹۱). A cognitive process model of document indexing. Journal of Documentation, ۴۷, ۱۴۹–۱۶۶.
Farrow, J. F. (۱۹۹۴). Indexing as a cognitive process. Encyclopedia of Library and Information Science, ۵۳(۱۶), ۱۵۵–۱۷۱.
Fidel, R. (۱۹۹۴). User oriented indexing. Journal of the American Society for Information Science, ۴۵, ۵۷۲–۵۷۶.
Fish, S. (۱۹۸۰). Is there a text in this class: the authority of interpretive communities. Cambridge, MA: Harvard University Press.
Frohmann, B. (۱۹۹۰). Rules of indexing: a critique of mentalism in information retrieval theory. Journal of Documentation, ۴۶, ۸۱–۱۰۱.
Hjørland, B. (۱۹۹۲). The concept of ‘‘subject’’ in information science. Journal of Documentation, ۴۸, ۱۷۲–۲۰۰.
Hjørland, B. (۱۹۹۷). Information seeking and subject representation: an activity–theoretical approach to information science. Westport,CT: Greenwood Press.
Hjørland, B. (۲۰۰۲). Domain analysis in information science: eleven approaches––traditional as well as innovative. Journal of Documentation, ۵۸, ۴۲۲–۴۶۲.
Hjørland, B., & Albrechtsen, H. (۱۹۹۵). Toward a new horizon in information science: domain analysis. Journal of the American Society for Information Science, ۴۶, ۴۰۰–۴۲۵.
Hutchins, W. J. (۱۹۷۸). The concept of ‘‘aboutness’’ in subject indexing. Aslib Proceedings, ۳۰, ۱۷۲–۱۸۱.
Introna, L. D. (۱۹۹۸). Language and social autopoiesis. Cybernetics and Human Knowing, ۵, ۳–۱۷.
ISO (۱۹۸۵). Documentation––Methods for examining documents, determining their subjects and selecting indexing terms. International Organization for Standardization, ISO ۵۹۶۳ ۱۹۸۵.
Jacob, E. K., & Shaw, D. (۱۹۹۸). Sociocognitive perspectives on representation. Annual Review of Information Science and Technology, ۳۳, ۱۳۱–۱۸۵.
Jones, K. (۱۹۷۶). Towards a theory of indexing. Journal of Documentation, ۳۲, ۱۱۸–۱۲۵.
Klein, J. T. (۱۹۹۶a). Crossing boundaries: knowledge, disciplinarities, and interdisciplinarities. Charlottesville: University of Virginia Press.
Klein, J. T. (۱۹۹۶b). Interdisciplinary needs: the current context. Library Trends, ۴۴, ۱۳۴–۱۵۴.
Lancaster, F. W. (۲۰۰۳). Indexing and abstracting in theory and practice (۳rd ed.). Champaign: Graduate School of Library and Information Science, University of Illinois.
Langridge, D. W. (۱۹۸۹). Subject analysis: principles and procedures. London: Bowker Saur.
Langridge, D. W. (۱۹۷۶). Classification and Indexing in the humanities. London: Butterworths.
Mai, J. E. (۲۰۰۰). Deconstructing the indexing process. Advances in Librarianship, ۲۳, ۲۶۹–۲۹۸.
Mai, J. E. (۲۰۰۱). Semiotics and indexing: an analysis of the subject indexing process. Journal of Documentation, ۵۷, ۵۹۱–۶۲۲.
Milstead, J. L. (۱۹۹۴). Needs for research in indexing. Journal of the American Society for Information Science, ۴۵, ۵۷۷–۵۸۲.
Nielsen, M. L. (۲۰۰۱). A framework for work task based thesaurus design. Journal of Documentation, ۵۷, ۷۷۴–۷۹۷.
Sauperl, A. (۲۰۰۴). CatalogersÕ common ground and shared knowledge. Journal of the American Society for Information Science and Technology, ۵۵, ۵۵–۶۳.
Sauperl, A. (۲۰۰۲). Subject determination during the cataloging process. Lanham, MD: Scarecrow Press. ۶۱۰. J. E. Mai / Information Processing and Management ۴۱ (۲۰۰۵) ۵۹۹–۶۱۱
Sievert, M. C., & Andrews, M. J. (۱۹۹۱). Indexing consistency in information science abstracts. Journal of the American Society for Information Science, ۴۲, ۱–۶.
Soergel, D. (۱۹۸۵). Organizing information: principles of data base and retrieval systems. Orlando, FL: Academic Press.
Swift, D. F., Winn, V. A., & Bramer, D. A. (۱۹۷۹). A sociological approach to the design of information systems. Journal of the American Society for Information Science, ۳۰, ۲۱۵–۲۲۳.
Talja, S., Keso, H., & Pietilainen, T. (۱۹۹۹). The production of context in information seeking research: a metatheoretical view. Information Processing and Management, ۳۵, ۷۵۱–۷۶۳.
Tennis, J. (in press). Two axes of domains for domain analysis. Knowledge Organization.
Tibbo, H. R. (۱۹۹۴). Indexing for the humanities. Journal of the American Society for Information Science, ۴۵, ۶۰۷–۶۱۹.
Wilson, P. (۱۹۶۸). Two kinds of power: an essay on bibliographic control. Berkeley: University of California Press.J. E. Mai / Information Processing and Management ۴۱ (۲۰۰۵) ۵۹۹–۶۱۱
پانوشتها:
[۱] این اثر ترجمه مقاله زیر است :
Mai, Jens Erik. ( ۲۰۰۵ ). Analysis in indexing : document and domain centered approaches. Information Processing and Management, No ۴۱, P ۵۹۹ ۶۱۱
[۲] كارشناس ارشد علوم كتابداری و اطلاع رسانی و كارشناس مسؤول تالارهای گروه مطبوعات مركز كتابخانه ها، موزه ها و مركز اسناد آستان قدس رضوی
[۳] Document – Oriented approach
[۴] User – Oriented approach
[۵] Document – Centered approach
[۶] Domain – Centered approach
[۷] Compatibiliy Standards
[۸] Advisory Standarss
[۹] David Blair
[۱۰] Futility
[۱۱] Pseudoscience
[۱۲] Perceptual Indexing
[۱۳] Conceptual Indexing
[۱۴] Objectified approach
[۱۵] Interpretive approach
[۱۶] Hjørland and Albrechtsen 
 
 
   نما مجله الکترونیکی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک 

  بر گرفته   از مقالات ارسالی به آفتاب
       
      
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 





نظرات کاربران

کاربر گرامی
پیام شما بعد از تایید مدیریت در این صفحه نمایش داده خواهد شد

نام*

پست الکترونیکی*

نظر*

: عبارت زیر را وارد کنید*


CAPTCHA

تبلیغات