1389-11-17 16:40:15
فرآیند تجزیه و تحلیل در نمایه سازی : رویكردهای مدرك مدار و حوزه مدار (3)

پذیره اصلی در رویكرد حوزه مدار در نمایه سازی آن است كه تعیین محتوای موضوعی و معنای مدارك را می توان تنها با توجه به درك و فهم حوزه مشخص كرد. 

تالیف : ژنز اریك می
ترجمه : محمد زره ساز

 

اینترونا مثالی ارائه می كند كه در آن نشان داده می شود كه یك فرد چگونه نیازمند است كه با زبان فعلی جامعه كار خود را آغاز كند اگرچه بخواهد كه با جامعه در این زمینه مخالفت كند :

" من نمی توانم در یك سمینار مربوط به فلسفه زبان بایستم و به حضار پیشنهاد دهم كه به نوعی – البته چنانچه مقدور باشد سنتهای پیشین مربوط به سخنرانیهای فلسفی راجع به زبان را كه در طول هزاران سال پدیده آمده است فراموش كنند. چنانچه بخواهم با این سنت مخالفت كنم و یا از مفاهیم با شیوه های كاملا متفاوتی استفاده كنم هنوز مجبور خواهم بود كه مبحث خود را با شیوه قدیمی و در چارچوب همان سنتهای پیشین مرتبط با تمایزهای زبانشناختی طراحی كنم تا بگویم كه چگونه و به چه شیوه ای ممكن است از این زبان استفاده متفاوتی نمود."

معنا، زبان، شناخت و تجربه در فضای اجتماعی در هم تیده شده اند و ممكن نیست كه بطور مجزا كسب شوند. یك مطالعه كننده در هنگام مطالعه یك متن، معنا و مفهوم آن متن را می سازد و این درك به زمینه اجتماعی كه در آن خوانندگان قرار دارند مرتبط می باشد و در حقیقت خواننده نمی تواند یك متن را بدون در نظر گرفتن سایر موارد تفسیر كند.

هر نمایه ساز باید با توجه به این سنت تفسیری، سوالهایی از این قبیل را از خود بپرسد :

" چه كسی از این مدرك استفاده خواهد كرد ؟ " ،

" خوانندگان یك مدرك به چه حوزه موضوعی تعلق خاطر دارند ؟ "،

" چه كسی این متن را نوشته است ؟ "

یك نمایه ساز تنها در صورتیكه آموزش داده شده باشد كه اسامی را بدون گزینش، از یك عنوان استخراج كند و یا برخی دسته بندیهای مكانیكی را انجام دهد در اینصورت می تواند بر مبنای اجزای تشكیل دهنده یك مدرك و بدون نیاز به هیچ تفسیر و یا قضاوتی راجع به استفاده بالقوه از مدرك، عمل نمایه سازی را انجام دهد. وی هر كجا كه مجبور به انتخاب و گزینش باشد باید روی به تفسیر و قضاوت راجع به استفاده از مدرك بیاورد.

بطور كلی می توان گفت كه یك نمایه ساز نمی تواند محتوای موضوعی یك مدرك را بدون درك و پیش بینی استفاده آتی آن تعیین كند. همچنین وی نمی تواند كاربرد بالقوه مدرك را بدون درك زمینه ای كه در آن مورد استفاده قرار می گیرد درك كند. تعیین و بازنمون محتوای موضوعی مدارك به رشته موضوعی و فعالیتهای انجام شده در یك زمینه مرتبط می باشد كه درك این مفاهیم برای یك نمایه ساز ضروری است.

● مفهوم حوزه

زمینه یا بافت اغلب آن چیزی است كه پیرامون یك واژه، یك پیام، یك حادثه و یا یك موقعیت خاص مطرح می باشد. البته بهتر است كه به منظور راهنمایی بهتر نمایه سازان از مفهوم دقیق تری به جای زمینه استفاده كنیم. تالجا، كسو و پیتیلاینن در اثر خود مفهوم حوزه را از جنبه نیازهای اطلاعاتی و اطلاع یابی روشن كرده و در این باره بطور مفصل بحث كرده اند. در این اثر دو رویكرد برای تعریف حوزه مطرح شده است. در رویكرد نخست كه رویكردی عینی[۱۴] است حوزه مجسم و توصیف می شود و در رویكرد دوم كه رویكردی تفسیری[۱۵] است حوزه به عنوان ماهیتی مستقل و مجزا شناخته نمی شود و بلكه تنها به عنوان محملی برای اطلاعات در نظر گرفته می شود. ایده مربوط به رویكرد نخست آن است كه مفهوم زمینه به منظور كنترل آن در موقعیتهای خاص دریافت، توصیف و شكل بگیرد و بدین سبب به آن رویكرد عینی می گویند. از سوی دیگر، زمینه می تواند هر چیزی باشد كه پدیده مورد نظر را احاطه كرده باشد و به آن معنا بخشد. در این حالت، زمینه مجموعه ای از موجودیتهایی كه می توانند شناسایی و بازنمون شوند نیستند بلكه آنها تصورات ناملموسی هستند كه معنا و مفهوم را خلق می كنند و بدین جهت این رویكرد را رویكرد تفسیری نامیده اند.

با وجود آنكه دو رویكرد ذكر شده در فوق بصورت جداگانه در نظر گرفته شده اند، با این حال سودمندتر است كه آنها را بصورت لایه ای ببینیم. رویكرد تفسیری، تایید كننده این نكته است كه ما معمولا در انجام فعالیتهای خود، دیدگاهها و سوگیریهای خاصی را اعمال می كنیم. رویكرد عینی نیز بر آن است تا سوگیریها و نمونه هایی را در قالب زمینه بوجود آورده و نمایش دهد تا بدین طریق فرآیند اظهارنظر را تسهیل نماید. رویكرد عینی برای افرادی كه از نقطه نظری خاص تبعیت می كنند شامل تلاشی است كه بوسیله آن از میان محملهای مربوط به معانی هر كدام كه مهم تر بنظر می رسند انتخاب گردند. در حقیقت، رویكرد عینی تلاشی است برای ساختن اجزای تشكیل دهنده یك زمینه، زیرا ساختن یك زمینه به یك باره امكانپذیر نمی باشد.

در تحلیل حوزه ای كه نخستین بار توسط هژرلند و آلبرچتسن[۱۶] در سال ۱۹۹۵ مطرح گردید، سازماندهی و بازنمون اطلاعات باید با تحلیل زمینه، فعالیتها و گرایشهای موضوعی آغاز شود و در حقیقت تمركز تحلیل حوزه ای بر درك فعالیتهای یك حوزه است.

" الگوی تحلیلی حوزه ای در علوم اطلاع رسانی" بیانگر آن است كه در این حوزه بهترین شیوه درك اطلاعات مطالعه حوزه های مختلف دانش و یا تفكر است كه اینها خود اجزاء تشكیل دهنده جوامع هستند. سازمان و ساختار دانش، انگاره های همكاری، نظامهای اطلاعاتی و معیار ربط انعكاسی از اشیای مرتبط با فعالیت این حوزه ها می باشند. در حقیقت روانشناسی، دانش، نیازهای اطلاعاتی و معیار ذهنی افراد مختلف راجع به ربط باید از این دیدگاه سنجیده شود.

هسته رویكرد تحلیلی – حوزه ای مطالعه فعالیتها و محصولات مختلف حوزه ها به منظور كسب اطلاعاتی راجع به ساختارها و معانی موجود است. در حقیقت پذیره آن است كه حوزه ها محصولاتی تولید می كنند كه می توانند برای مطالعه خود آنها استفاده شوند. افزون بر این، چنین استدلال می شود كه درك و تجزیه تحلیل در ارتباط با نیازهای اطلاعاتی كاربران و كاربری های اطلاعاتی صورت می پذیرد. درك و فهم حوزه، اطلاعاتی را به ما راجع به تصمیماتی كه می خواهیم راجع به فعالیتهای اطلاع رسانی – مانند طراحی نظامهای اطلاعاتی، ایحاد واژگان كنترل شده و راهبردهای مورد نظر برای ارزشیابی و نمایه سازی مدارك – بگیریم می دهد.

حوزه، مفهومی باز و در حال تكامل است و همانند موضوعی كه در روند انجام یك پژوهش مدام پخته تر و متكاملتر می شود آن هم بتدریح تكامل بیشتری می یابد. در این مقاله منظور از حوزه می تواند گروهی از افراد باشد كه دارای اهداف مشتركی هستند.در حقیقت یك حوزه می تواند حوزه ای از تخصصها، نوشتارها و یا مجموعه ای از افرادی باشد كه در یك سازمان با یكدیگر كار می كنند.

محدود كردن مفهوم حوزه ها به رشته ها و تخصصهای موضوعی و درسی به منظور چارچوب بندی فعالیتهای مربوط به سازماندهی دانش و نمایه سازی به دلیل فقدان ثبات كفایت نمی كند. یك رشته تحصیلی خوشه ای از تخصصها است كه مجموعه و سابقه علائق علمی مشترك را بازنمون می كند .مرز بین رشته های مختلف چندان مشخص نیست چنانچه رشته ای ممكن است از دیدگاه فردی جامعه شناسی و از دیدگاه فرد دیگر سیاست یا تاریخ تعبیر شود. در این حالت افراد فرا رشته ای عمل كرده و برای انتشار آثار خود، دانش را از رشته های مختلف جذب می كنند. بدین ترتیب مشخص می شود كه تعریف رشته از نظر چیستی و تعیین اشتراكات موجود در میان متخصصان كار بس دشواری است و در حقیقت مرزبندی میان رشته ها امروزه به سادگی امكانپذیر نیست.

رشته ها هر یك از تخصصهای متعددی تشكیل شده اند كه ممكن است كمترین وجه اشتراكی با هم داشته باشند. برای نمونه، جامعه شناسی از بیش از پنجاه تخصص تشكیل شده است كه در میان آنها ارتباط و تبادل اطلاعات اندكی وجود دارد. افزون بر این می توان از طریق مطالعات استنادی اثبات كرد كه یك اثر علمی از طریق تاثیر پذیری و ارتباط با دانشمندان حوزه های وابسته به آن اثر توسعه می یابد زیرا در این آثار به میزان زیادی از نوشتار خارج از رشته خود استفاده شده است .تخصصها در راستای خطوط بنیادی، معرفت شناختی، روش شناختی، نظری و ایدئولوژیكی پدید می آیند ولی یك موضوع خاص ممكن است به رشته های متعدد مرتبط باشد.

" برای نمونه، مشكل فقر بطور همزمان در رشته های اقتصاد، سیاست، جامعه شناسی و مطالعات بانوان مطرح می باشد، همچنین بطور مشابهی مشكل بیماری در پزشكی اجتماعی، كالبدشناسی و تخصصهای پزشكی مطرح است. با این حال، مفهوم فقر و بیماری هر یك در هر كدام از رشته ها بطور متفاوتی شكل می گیرند .

امروزه تغییرات زیادی در حوزه های بین رشته ای و در رابطه با بازتركیب تخصصها در حال رخ دادن است.در نتیجه، رشته ها و تخصصها، زمینه كافی را برای كاركرد نمایه سازی به منظور جایدهی یك مدرك در یك رشته موضوعی خاص نمی دهند. مفهوم حوزه با تعاریف و مرزبندیهای رسمی مغایرت داشته و تكیه آن در هنگام جایدهی مدارك در میان جوامع رشته های علمی به فعالیتها، همكاریها و اهداف مشترك انسانها است. مرزهای واقعی میان حوزه های خاص و تركیب و ساختار آنها از طریق تجزیه و تحلیل، تمركز بر ایجاد ساختارها، هستی شناسی و انگارهای ارتباطی ارائه شده در حوزه ها و به عبارت دیگر فعالیتها، شرایط و محدودیتهایی كه توسط الگوها و حوزه های پژوهشی فعلی تحمیل می شوند مشخص می گردد.

افزون بر این، مفهوم حوزه از چنان اعتباری برخوردار است كه می توان از آن برای جوامع غیر علمی مانند یك شركت داروسازی یا آرشیوهای فیلم نیز استفاده كرد. در این موارد، حوزه را می توان با تجزیه و تحلیل اهداف و مقاصد سازمانها به منظور انجام نمایه سازی تعریف و محدود كرد. این تجزیه و تحلیل، توصیفی از اهداف، مقاصد و كاركردهایی كه در زمان تدوین راهبردهای نمایه سازی مورد استفاده واقع می شوند فراهم می آورد.

چنانچه بخواهیم مثالی برای یك حوزه بیاوریم می توانیم كاربران یك كتابخانه عمومی را به عنوان یك حوزه تعریف كنیم بطوریكه این نوع از كاربران دارای نیازهای اطلاعاتی گسترده تر و متنوعتری به نسبت كارشناسان موضوعی هستند.

بهرحال، با تعریف یك حوزه به عنوان گروهی از افرادی كه دارای اهداف مشتركی هستند مشخص می شود كه مفهوم حوزه دارای ارتباط تنگاتنگی با فعالیتهای بشری است. رشته های علمی و ساختارهای سازمانی اغلب بر پایه روابط و تشریفات رسمی هستند و ممكن است فعالیتهایی كه واقعا در آنها رخ می دهند را منعكس نكنند. مفهوم حوزه، چشم اندازها و نماهای كاری را در كنار ساختارهای رسمی قرار می دهد و مفهومی قدرتمند را برای تجزیه و تحلیل تعامل انسان با اطلاعات بوجود می آورد.
 
 
Email: mzerehsaz@gmail.com

منابع و مآخذ
Albrechtsen, H. (۱۹۹۳). Subject analysis and indexing: from automated indexing to domain analysis. The Indexer, ۱۸, ۲۱۹–۲۲۴.
Albrechtsen, H., Pejtersen, A. M., & Cleal, B. (۲۰۰۲). Empirical work analysis of collaborative film indexing. In H. Bruce, R. Fidel, P.
Ingwersen, & P. Vakkari (Eds.), Emerging frameworks and methods. Proceedings of the fourth international conference on conceptions of library and information science (pp. ۸۵–۱۰۸). Greenwood Village: Libraries Unlimited.
Andersen, J., & Christensen, F. S. (۲۰۰۱). Wittgenstein and indexing theory. In H. Albrechtsen & J. E. Mai (Eds.), Advances in classification research. Proceedings of the ۱۰th ASIS SIG/CR classification research workshop (vol. ۱۰, pp. ۱–۲۱). Medford, NJ: Information Today.J. E. Mai / Information Processing and Management ۴۱ (۲۰۰۵) ۵۹۹–۶۱۱
Anderson, J. D. (۱۹۹۴). Standards for indexing: revising the American National Standard Guidelines Z۳۹.۴. Journal of the American Society for Information Science, ۴۵, ۶۲۸–۶۳۶.
Bates, M. J. (۱۹۹۶). Learning about the information seeking of interdisciplinary scholars and students. Library Trends, ۴۴, ۱۵۵–۱۶۴.
Bates, M. J. (۱۹۸۶). Subject access in online catalogs: a design model. Journal of the American Society for Information Science, ۳۷, ۳۵۷–۳۷۶.
Beghtol, C. (۱۹۸۶). Bibliographic classification theory and text linguistics: aboutness analysis, intertextuality and the cognitive act of classifying documents. Journal of Documentation, ۴۲, ۸۴–۱۱۳.
Bertrand, A., & Cellier, J. (۱۹۹۵). Psychological approach to indexing: effects of the operatorÕs expertise upon indexing behaviour.
Journal of Information Science, ۲۱, ۴۵۹–۴۷۲.
Birnbaum, N. (۱۹۸۶). The arbitrary disciplines. In D. E. Chubin, A. L. Porter, F. A. Rossini, & T. Connolly (Eds.), Interdisciplinary analysis and research (pp. ۵۳–۶۶). Mt Airy: Lomond.
Blair, D. (۱۹۹۰). Language and representation in information retrieval. New York: Elsevier.
Chu, C. M., & OÕBrien, A. (۱۹۹۳). Subject analysis: the first critical stages in indexing. Journal of Information Science, ۱۹, ۴۳۹–۴۵۴.
Chubin, D. E., Porter, A. L., & Rossini, F. A. (۱۹۸۶). Interdisciplinary research: The why and the how. In D. E. Chubin, A. L. Porter, F. A. Rossini, & T. Connolly (Eds.), Interdisciplinary analysis and research (pp. ۳–۱۰). Mt Airy: Lomond.
Cooper, W. S. (۱۹۷۸). Indexing documents by gedanken experimentation. Journal of the American Society for Information Science, ۲۹, ۱۰۷–۱۱۹.
Dogan, M. (۲۰۰۱). Specialization and recombination of specialties in the social sciences. In N. J. Smelser & P. B. Balters (Eds.), International encyclopedia of social and behavioral sciences (pp. ۱۴۸۵۱–۱۴۸۵۵). New York: Elsevier.
Dogan, M., & Pahre, R. (۱۹۹۰). Creative marginality: innovations at the intersection of social sciences. Boulder: Westwiew Press.
Eco, U. (۱۹۹۴). The limits of interpretation. Bloomington: Indiana University Press.
Farrow, J. F. (۱۹۹۱). A cognitive process model of document indexing. Journal of Documentation, ۴۷, ۱۴۹–۱۶۶.
Farrow, J. F. (۱۹۹۴). Indexing as a cognitive process. Encyclopedia of Library and Information Science, ۵۳(۱۶), ۱۵۵–۱۷۱.
Fidel, R. (۱۹۹۴). User oriented indexing. Journal of the American Society for Information Science, ۴۵, ۵۷۲–۵۷۶.
Fish, S. (۱۹۸۰). Is there a text in this class: the authority of interpretive communities. Cambridge, MA: Harvard University Press.
Frohmann, B. (۱۹۹۰). Rules of indexing: a critique of mentalism in information retrieval theory. Journal of Documentation, ۴۶, ۸۱–۱۰۱.
Hjørland, B. (۱۹۹۲). The concept of ‘‘subject’’ in information science. Journal of Documentation, ۴۸, ۱۷۲–۲۰۰.
Hjørland, B. (۱۹۹۷). Information seeking and subject representation: an activity–theoretical approach to information science. Westport,CT: Greenwood Press.
Hjørland, B. (۲۰۰۲). Domain analysis in information science: eleven approaches––traditional as well as innovative. Journal of Documentation, ۵۸, ۴۲۲–۴۶۲.
Hjørland, B., & Albrechtsen, H. (۱۹۹۵). Toward a new horizon in information science: domain analysis. Journal of the American Society for Information Science, ۴۶, ۴۰۰–۴۲۵.
Hutchins, W. J. (۱۹۷۸). The concept of ‘‘aboutness’’ in subject indexing. Aslib Proceedings, ۳۰, ۱۷۲–۱۸۱.
Introna, L. D. (۱۹۹۸). Language and social autopoiesis. Cybernetics and Human Knowing, ۵, ۳–۱۷.
ISO (۱۹۸۵). Documentation––Methods for examining documents, determining their subjects and selecting indexing terms. International Organization for Standardization, ISO ۵۹۶۳ ۱۹۸۵.
Jacob, E. K., & Shaw, D. (۱۹۹۸). Sociocognitive perspectives on representation. Annual Review of Information Science and Technology, ۳۳, ۱۳۱–۱۸۵.
Jones, K. (۱۹۷۶). Towards a theory of indexing. Journal of Documentation, ۳۲, ۱۱۸–۱۲۵.
Klein, J. T. (۱۹۹۶a). Crossing boundaries: knowledge, disciplinarities, and interdisciplinarities. Charlottesville: University of Virginia Press.
Klein, J. T. (۱۹۹۶b). Interdisciplinary needs: the current context. Library Trends, ۴۴, ۱۳۴–۱۵۴.
Lancaster, F. W. (۲۰۰۳). Indexing and abstracting in theory and practice (۳rd ed.). Champaign: Graduate School of Library and Information Science, University of Illinois.
Langridge, D. W. (۱۹۸۹). Subject analysis: principles and procedures. London: Bowker Saur.
Langridge, D. W. (۱۹۷۶). Classification and Indexing in the humanities. London: Butterworths.
Mai, J. E. (۲۰۰۰). Deconstructing the indexing process. Advances in Librarianship, ۲۳, ۲۶۹–۲۹۸.
Mai, J. E. (۲۰۰۱). Semiotics and indexing: an analysis of the subject indexing process. Journal of Documentation, ۵۷, ۵۹۱–۶۲۲.
Milstead, J. L. (۱۹۹۴). Needs for research in indexing. Journal of the American Society for Information Science, ۴۵, ۵۷۷–۵۸۲.
Nielsen, M. L. (۲۰۰۱). A framework for work task based thesaurus design. Journal of Documentation, ۵۷, ۷۷۴–۷۹۷.
Sauperl, A. (۲۰۰۴). CatalogersÕ common ground and shared knowledge. Journal of the American Society for Information Science and Technology, ۵۵, ۵۵–۶۳.
Sauperl, A. (۲۰۰۲). Subject determination during the cataloging process. Lanham, MD: Scarecrow Press. ۶۱۰. J. E. Mai / Information Processing and Management ۴۱ (۲۰۰۵) ۵۹۹–۶۱۱
Sievert, M. C., & Andrews, M. J. (۱۹۹۱). Indexing consistency in information science abstracts. Journal of the American Society for Information Science, ۴۲, ۱–۶.
Soergel, D. (۱۹۸۵). Organizing information: principles of data base and retrieval systems. Orlando, FL: Academic Press.
Swift, D. F., Winn, V. A., & Bramer, D. A. (۱۹۷۹). A sociological approach to the design of information systems. Journal of the American Society for Information Science, ۳۰, ۲۱۵–۲۲۳.
Talja, S., Keso, H., & Pietilainen, T. (۱۹۹۹). The production of context in information seeking research: a metatheoretical view. Information Processing and Management, ۳۵, ۷۵۱–۷۶۳.
Tennis, J. (in press). Two axes of domains for domain analysis. Knowledge Organization.
Tibbo, H. R. (۱۹۹۴). Indexing for the humanities. Journal of the American Society for Information Science, ۴۵, ۶۰۷–۶۱۹.
Wilson, P. (۱۹۶۸). Two kinds of power: an essay on bibliographic control. Berkeley: University of California Press.J. E. Mai / Information Processing and Management ۴۱ (۲۰۰۵) ۵۹۹–۶۱۱
پانوشتها:
[۱] این اثر ترجمه مقاله زیر است :
Mai, Jens Erik. ( ۲۰۰۵ ). Analysis in indexing : document and domain centered approaches. Information Processing and Management, No ۴۱, P ۵۹۹ ۶۱۱
[۲] كارشناس ارشد علوم كتابداری و اطلاع رسانی و كارشناس مسؤول تالارهای گروه مطبوعات مركز كتابخانه ها، موزه ها و مركز اسناد آستان قدس رضوی
[۳] Document – Oriented approach
[۴] User – Oriented approach
[۵] Document – Centered approach
[۶] Domain – Centered approach
[۷] Compatibiliy Standards
[۸] Advisory Standarss
[۹] David Blair
[۱۰] Futility
[۱۱] Pseudoscience
[۱۲] Perceptual Indexing
[۱۳] Conceptual Indexing
[۱۴] Objectified approach
[۱۵] Interpretive approach
[۱۶] Hjørland and Albrechtsen 
 
 
   نما مجله الکترونیکی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران 
   بر گرفته از مقالات ارسالی به آفتاب





نظرات کاربران

کاربر گرامی
پیام شما بعد از تایید مدیریت در این صفحه نمایش داده خواهد شد

نام*

پست الکترونیکی*

نظر*

: عبارت زیر را وارد کنید*


CAPTCHA

تبلیغات